ابو القاسم سلطانى
152
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
خاكستر آن به صورت محلول بر جرب متقرح از بين برنده آن است و گفته شده كه خوردن براده چوب مرّان موجب مرگ مىشود ( 1 * ) . به مناسبت شباهت برگ اين درخت به برگ زبان گنجشك Fraxinus excelsior L . يونانىها آن را Melia ناميدهاند كه به ماليا معرب شده است . برخى از محققين نظير عيسى مّران را مترادف بالسان العصافير ( زبان گنجشك ) آوردهاند كه به نظر صحيح نمىرسد چه اولا شكل توصيفى و خواص ذكر شده براى ماليا با زبان گنجشك فرق دارد ، ثانيا ماليا و لسان العصافير در جامع مفردات ابن بيطار و اختيارات بديعى هر يك در مدخلى جداگانه آمده است . شايد اين اشتباه ناشى از اين باشد كه امروزه به عربى زبان گنجشك را مرّان مىنامند . 2 - اسرائيلى قرطبى در شرح اسماء مىنويسد " مو ( 2 * ) هو المران و به عجميه الاندلس مرانه و هو القرانيه ( 3 * ) و هو يندره و قيل انه خشب الزان " ( 4 * ) . 3 - ابن بيطار : " زان شجر يتخذ من عصنه الرماح و زعم قوم انه المران " و همو ذيل مران مىنويسد " ديسقوريدوس فى ماليا هو شجره معروفه . . . لى ( من - ابن بيطار ) ليس هذا هو المران . . . ( 5 * ) . 4 - زان درختى است كه آن را مرّان خوانند و گفته شود . مران ماليا خوانند و آن درختى است باريك و دراز و چوب وى نيزه سازند و در ملك شام بسيار بود نوشيدن افشره برگ آن و يا ضماد برگ گزيدگى كژدم را سودمند و خاكستر چوب آن جرب را درمان مىكند ( 6 * ) . در بيروت و سوريه اين درخت را زان و مران مىنامند و در قاموس انگليسى عربى المورد در مقابل نام انگليسى Beech واژههاى زان ، مران و خشب الزان آمده است . با توجه به مراتب فوق و زيرنويسهاى مربوطه در قديم واژه مران نامى مشترك براى گياهان موّ ، قرانيا و زان بوده و امروزه اين نام به درخت زبان گنجشك نيز اطلاق مىگردد . قسمتهاى مورد استفاده : برگهاى جوان ، پوسته چوب ذغال حاصل از چوب ، ميوه ، روغن دانه و قطران حاصل از تقطير شاخهها كه " كرئوزوت " ناميده مىشود . تركيبات شيميائى : گاياكول ، كرئوزول ، كرزولين ، تانن ، فلورول و روغن دانه مركب از ترى كليسريدهاى پالميتيك ، اولئيك و دانه داراى ماده سمى به نام فاژين مىباشد كه در تفاله باقى مىماند . خواص درمانى : ضدعفونىكننده قوى ، قابض ، مسكن درد دندان و سرفه ، تببر ، آنتى اسيد .